دبستان حضرت رقیه هدف: ارتباط بیشتر با دانش آموزان عزیز و اولیای گرامی و همکاران محترم |
|||
یک شنبه 2 آذر 1391برچسب:, :: 13:59 :: نويسنده : زینب حاجی عرب
دروغ گویی در اسلام
انسان در جهان بینی اسلامی داستانی شگفت دارد . انسان اسلام تنها یک حیوان مستقیم القامه که ناخنی پهن دارد و با دو پا راه میرود و سخن میگوید نیست . انسان و حیوان یکی نیستند.
این موجود از نظر قرآن ژرفتر و مرموزتر از این است که بتوان آن را با این چند کلمه تعریف کرد. .
قرآن انسان را مدحها و ستایشها کرده و هم مذمتها و نکوهشها نموده است .
عالیترین مدحها و بزرگترین مذمتهای قرآن دربارهء انسان است ، او را از آسمان و زمین و از فرشته برتر و در همان حال از دیو و جار پایان پستتر شمرده است . از نظر قرآن انسان موجودی است که توانایی دارد جهان را مسخر خویش سازد و فرشتگان را به خدمت خویش بگمارد ، و هم میتواند به " اسفل سافلین " سقوط کند . این خود انسان است که باید در بارهء خود تصمیم بگیرد و سرنوشت نهایی خویش را تعیین نماید.
زیرا آدمی وقتی دروغ کوچک گفت به گفتن دروغ بزرگ هم جرات پیدا می
دروغگویی امنیت اخلاقی - قضائی و اقتصادی را متزلزل و مردم را نسبت به یکدیگر بدبین می کند. جامعه ای که دروغ پرداز است اعتماد به تمام معنا از آن سلب می شود و راههای خیانت و جرم و جنایت هموار می شود و حریم حرمتها شکسته می شود . راستگویی و درستکاری نه یک ارزش و فضیلت که نوعی ساده اندیشی و عوام گرایی تلقی می گردد در حالیکه خوشبختی و سعادت در سایه راستی و درستی است و دروغ گویی جز رو سیاهی دنیوی و اخروی ثمر نمی دهد. و نمونه زیر گویای این واقعیت ا
راستگویی و صداقت شریف ترین صفات درونی و رئیس اخلاق است همان طور که خداوند در قرآن می فرماید: اتقوا الله و کونوا مع الصادقین یعنی بپرهیز از خدا و با راستگویان باشید، دروغ یک بیماری روانی است که دلائل فراوانی می تواند داشته باشد که مهم ترین آن ها، ترس از روبه رو شدن با واقعیات یا مکافات عمل یا سرزنش مردم و عقده شخصیت است. بدین معنا که شخصی که دروغ می گوید، گمان می کند با راستگویی، شخصیت خود را از دست می دهد یا با دروغ گفتن شخصیت جذابتری به دست می آورد و یا این که دروغ گویی از روی عادت برای شخص دروغگو امری عادی شده است.
دروغ پردازی کار کسانی است که نخواهند با کسی معامله کنند ویا وارد شروع زندگی شوند دروغ در جاهایی خوب است که امروز به انجا ها و دروغ می گویند خالی بندی ؛ اما در زندگی روزانه خود نمی توان به کسانی که به طور مرتب با هم در ارتباط هستیم دروغ گفت چونا گر بخواهیم دروغ بگوییم طرف های مقابلمان دو روش اتخاذ خواهند نمود یک این که هر حرفی را به ما نخواهند زد و به مرور زمان از گردونه خانواده بیرون می رویم و در هیچ موضوعی از ما نظر نخواهند گرفت چون می دانند که دروغ گو هستیم و ممکن است با دروغ گفتن خود مشکل ایجاد کنیم ، دوم این که دیگر باورمان نخواهند نمود هر چند سعی کنیم که دروغ نگوییم این خیلی بد است مثال فردی باشی که عضو مهم خانواده هستی ولی به علت این که دروغ گو می باشی ازت دوری کنند ویا مسائل خود را با شما در میان نگذارند به این دلیل که ممکن است چند تا دروغ دیگر هم سر هم کنی و به دیگران بگویی .
دروغ گویی که در قرآن هم به عنوان کذاب و یا مکذب یاد کرده است پایه و اساس زندگی را برصدق و سلامت روان و گویش میگذارد و می گوید کسانی که نماز می خوانند و یا به ستایش خدا می روند از دروغ گویی برهیز کنند که دورغ گویان در پیشگاه خداوند منزلت و قربی ندارند چرا دروغ ،تا حقیقت است و راستی بر قرار است یه وقت هایی دروغ می گوییم که مصلحت ایجاد کرده است و به کسی هم صدمه ایی وارد نشده است ولی چه فایده که ما هیچ وقت نمی خواهیم باور کنیم وتازه وقتی رسیدیم به جایی که لازم است دست از همه چیز برداریم آن وقت دروغ گویی را شروع می کنیم وبا خودمان هم فکر میکنیم که کسی متوجه نمی شود ولی باور این که کسی متوجه نشود خیلی کم است صداقت بهترین گزینه است خصوصا در زندگی زناشویی چون در این زندگی فردا بچه ها می خواهند بزرگ شده و وارد جامعه شوند .
هیچ چیزی بهتر از حقیقت نیست حال اگر حقیقت باعث شود که در زندگی صدمات زیادی را ببینیم چون از نظر وجدان خود راحت هستیم که دروغی نگفته اییم که فردا های دور شرمنده شویم و همین فردا ها باعث می شود کسانی که به ما تهمت زدند و ما را متهم به دروع گویی نمودند شرمنده خواهند شد و معذرت خواهی خواهند نمود دروغ یک فاجعه است که این روز ها در جامعه ما زیاد رواج پیدا نموده است و همواره سعی می کنیم آنچه که هستیم نباشیم آنچه که دروغ می خواهد باشیم این یعنی بر باد رفتن زندگی ما ،چون ما ناخود آگاه وارد چرخه ایی شده اییم که شاید یک دوره طولانی ما را بر آن داشته است، و یا جو خانواده و در گیری های موجود در محیط زندگی باعث شده است که دست به دروغ گویی بزنیم، به اعتقاد من اگر دست از دروغ برداریم زندگی به قدری خوب خواهد شد که باور کردنش خیلی سخت می شود، مانند جمله معروف مولایمان حضرت علی که می فرماید (نیاز خود را کم کنید تا بیناز گردید ) اگر ما هم دست از دروغ برداشتیم همان گونه میشود .باز هم مثالی بزنم آیا من می توانم خودم را در دنیای مجازی با هر سنی که دلم می خواهد معرفی نمایم یا نه ولی چرا وقتی کامنتی می گذارم ویا پیامی می فرستم خودم را پیر مردی معرفی میکنم برای این است که حقیقت را گفته باشم چون این را باور دارم که برای پیر مردی چون من هم وبلاگ نویسی عیب نیست ولی دروغ گویی عیب است خیلی نوشتم ولی از شما جوان هایی که این پست را میخوانید می خواهم که دور هر چه دورغ است خط بکشید مطمئن باشید که با حقیقت و راست گویی بهتر موفق خواهید شد.
نگاه فلسفي به موضوع «صدق» و «كذب» (راست و دروغ):
دستكم از دو زاويه ميتوان به موضوع «صدق» (و بهتبع آن «كذب») نگاه كرد: يكي در مقام مطابقت سخن گوينده با باور ذهني وي؛ ديگري در مقام مطابقت سخن گوينده با واقعيت خارجي.
ممكن است سخن گويندهاي در هر دو مقام راست باشد، يا در هر دو مقام دروغ، يا در مقام اول راست و در مقام دوم دروغ، و يا در مقام اول دروغ و در مقام دوم راست. مثالي ميزنم: اين واقعيت خارجي را در نظر بگيريد كه گنجشكي روي شاخهي درختي نشسته است. اكنون چهار حالت زير را بنگريد:
1. اگر كسي به اين واقعيت خارجي _همينگونه كه هست_ باور داشته باشد و بگويد: «يك گنجشك روي شاخهي درخت نشسته است»، سخنش هم مطابق با باورش است و هم مطابق با واقع؛ يعني سخن او در هر دو مقام راست است.
2. اگر كسي با باور به اينكه آن پرنده يك قناري است نه يك گنجشك، بگويد: «يك بلبل روي شاخهي درخت نشسته است»، سخنش نه مطابق با باورش است و نه مطابق با واقع؛ يعني سخن وي در هر دو مقام دروغ است.
3. اگر كسي با باور به اينكه آن پرنده يك قناري است نه يك گنجشك، بگويد: «يك قناري روي شاخهي درخت نشسته است»، سخنش مطابق با باورش است اما نه مطابق با واقع؛ يعني اين سخن بهاعتبار اول راست است و بهاعتبار دوم دروغ.
4. اگر كسي با باور به اينكه آن پرنده يك قناري است نه يك گنجشك، بگويد: «يك گنجشك روي شاخهي درخت نشسته است»، سخنش مطابق با باورش نيست هرچند مطابق با واقع است؛ يعني اين سخن بهاعتبار اول دروغ است و بهاعتبار دوم راست.
ناظر بيروني ترديدي نميكند كه در حالت اول گوينده را راستگو بداند و در حالت دوم گوينده را دروغگو بنامد؛ اما قضاوت در حالتهاي سوم و چهارم نياز به دقت دارد. در نظر نخست و با نگاه صرف به سخن گوينده و مقايسهي آن با واقعيت خارجي، ممكن است فرد را در حالت سوم دروغگو و در حالت چهارم راستگو بپنداريم؛ و حال آنكه بهحكم وجدان و با مقايسهي سخن گوينده با باور ذهني وي، شايسته آن است كه فرد را در حالت سوم راستگو و در حالت چهارم دروغگو بينگاريم.
بههمان اندازه كه راستگويي در حالت اول روشن و البته كمثمر است، دروغگويي در حالت دوم نيز روشن و البته كمضرر است. آنچه در ارتباطات انساني _بويژه در ميان ما ايرانيان_ اهميت دارد، حالتهاي سوم و چهارم است: بهميزان كوتاهي دست ذهنمان از واقعيت خارجي، بايد سر تواضع فرو آوريم و راستگويي در حالت سوم را پيشهي خود سازيم و شايسته آنكه هر سخن و ادعاي خويش را با پيشگفتهي «بهنظرم ميرسد كه» يا «بهباور من» و مانند آن زينت بخشيم. مباد كه به دروغگويي منافقانه يا چاپلوسانه در حالت چهارم گرفتار شويم كه آفت و خطري است بس ويرانگر. آيهي نخست سورهي منافقون چه نيكو اينگونه دروغ برآمده از نفاق و دورويي را بيان ميكند: «إذا جاءك المنافقون قالوا نشهد إنّك لرسول الله والله يعلم إنّك لرسوله والله يشهد إنّ المنافقين لكاذبو)
پایان نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ ![]() بسم الله الرحمن الرحیم این وبلاگ توسط زینب حاجی عرب مربی ورزش دبستان حضرت رقیه (س) و دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی ورزشی جهت نمایش برنامه ها و توانایی های دانش آموزان مدرسه و جهت اطلاع رسانی از فعالیتهای انجام شده دبستان حضرت رقیه(س) دستگرد برخوار اصفهان و تبادل اطلاعات با مدارس سراسر کشور افتتاح گشته .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سايت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنيد. امید است که اطلاعات مفیدی ارائه شود. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پیوندهای روزانه پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |